آفتابگردان ترین ....

دلنامه های پراکنده

آفتابگردان ترین ....

دلنامه های پراکنده

لطفا هرگونه برداشت از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع انجام شود.

تمامی دلنوشته های این وبلاگ تقدیم به کسی که همیشگی ترین تأثیر را بر جهان بینی من نهاد ... او که کمک و یاری بی دلیل و بی دریغ را به من آموخت ...



قسم به ساحت غزل دقیقه ای هزار بار دلم برای بودنت عجیب تنگ می شود ...


به اشکهایم نگاه نکن ...


یاد گرفته ام که دوست داشتن تو به تمامی خنده های دنیا می ارزد ...


به دل دل زدنهای چشم هایم نگاه نکن ...

یاد گرفته ام که دوست داشتن تو ، زخمی ست که انعکاس دردش نه در بی تابی صدایم که تنها در عمیق ترین لایه های سکوت نگاهم، خوانا می شود ...


به لرزش شانه های ناتوانم نگاه نکن ...

یاد گرفته ام که دوست داشتن تو کوله باری ست - هرچند سنگین - اما به تمام سبک باری های دنیا می ارزد ...


به این دلنوشته های خراش خورده نگاه نکن ...

یاد گرفته ام که دوست داشتن تو به تمام تسکین ها، به تمام درمان ها، به تمام مرهم های دنیا می ارزد ...


من یاد گرفته ام که دوست داشتن تو به صبوری اش می ارزد ... به خم شدن زیر این احساس پروبال شکسته می ارزد ... به ایستادن روی همین پاهای لرزان دلم می ارزد ... 

 

من یاد گرفته ام که دوست داشتن تو به خدا به تمام دلتنگی اش می ارزد ........





به خدا عشق به رسوا شدنش می ارزد

و به مجنون و به لیلا شدنش می ارزد


دفتر قلب مرا واکن و نامی بنویس

سند عشق به امضا شدنش می ارزد


گرچه من تجربه ای از نرسیدنهایم

کوشش رود به دریا شدنش می ارزد


کیستم؟ باز همان آتش سردی که هنوز

حتم دارد که به احیا شدنش می ارزد


با دو دست تو فرو ریختن دم به دمم

به همان لحظه برپا شدنش می ارزد


دل من در سبدی عشق به نیل تو سپرد

نگهش دار به موسی شدنش می ارزد


سالها گرچه که در پیله بمانَد غزلم

صبر این کِرم به زیبا شدنش می ارزد ....



نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد